قهرمان ميرزا عين السلطنه

6761

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

حاجى ميرزا آقاسى حاجى ميرزا آقاسى بسيار هم خوب وزيرى بود ، آدمى بود لايق . تمام هستى خودش را هم براى آنكه ايروانى بود مبادا اقوام او كه رعيت روس هستند صاحب شوند و روسها بدين واسطه دخالت كنند مصالحه به شاه مرحوم كرد كه الان نيكوترين و آبادترين املاك خالصهء دولت آنهاست كه اگر اين دهات نبود انبار ارزاق طهران مثل خانهء من خالى بود . سيد ضياء مگر عمامه‌اى نبود . او آخوند بود ، اين سيد . مگر نه الساعه طباطبائى عمامه را برداشته كلاه سرش گذاشته سفير كبير آنقوره شده است « 1 » . ميتينگ اما ترتيب ميتينگ - از هر كميساريائى بيست و پنج نفر پليس مسلح برده بودند ( طهران سيزده كميساريا دارد ) . توى دالان مسجد هم جمعى از مفتشين نظميه ايستاده بودند ، هركس را كه مىشناختند مخالف است و هو مىكند راه نمىدادند . بالاخره باز در آخر هو كردند و پليسها دو آخوند ، دو سيد ، چهار بازارى را گرفتند بردند نظميه . رئيس پليس از اقوام خود سردار [ سپه ] است و اينها هركس بر خلاف حرف بزند دستگير مىكنند ، يا پول مىدهند موافق شود ، يا مىگويند اسم و رسم شما نوشته شد دفعهء ديگر حركت خلافى كنيد حبس تاريك نظميه نصيب و قسمت شما خواهد بود . پهلوان‌زاده پهلوان‌زاده توى ناصريه زنده باد جمهورى مىگفت . مردم با او منازعه مىكردند . ساكت نمىشد . اشتلم مىكرد . يك‌مرتبه يك سطل آب سرد توى سرش ريختند سر تا پا خيس آب شد . مجلس پنجشنبهء آتيه باز مىشود . تا چه تهيه ديده باشند . بهمن حال نمىآيد . فقط سه روز است به حمد اللّه تب نمىكند . بقدرى طفلك ضعيف شده كه به وصف نمىآيد . از شنبه هوا بارانى شد . ديشب تا امروز غروب هيچ انقطاع نيافت . خرابى به همه‌جا بىاندازه وارد شد . سقفهاى بازار اغلب خراب [ شد ] و چكه مىكند تا برسد به عمارت خشت و گل . امشب هم هوا باز نشده خداوند به خير بگذراند .

--> ( 1 ) - مراد سيد محمد صادق طباطبائى است .